«اگر عضو گروهى بوديد كه ۹۰ ميليون نسخه از آلبوم هايش در سراسر جهان به فروش رفته بود و شما احساس مى كرديد كه هنوز زير سايه ديگران هستيد، چه مى كرديد؟»
اين سئوالى بود كه مايك شينودا را به گروه Fort Minor رساند. عضو تاثيرگذار گروه لينكين پارك كه در نقش خواننده رپ، به يكى از هنرمندان شاخص سبك نوو متال Nu-Metall بدل شده بود، بعد از پنج سال كه تمامى وقتش را با اين گروه موفق در سبك جديد گذراند، سرانجام تصميم گرفت كه به سراغ علاقه نوجوانى اش برود. مايك شينوداى ۲۹ ساله مى گويد كه سال ها منتظر بوده تا كسى با ريتم هاى تازه و واژه هاى متفاوت در سبك
هيپ-هاپ تحولى ايجاد كند. اما گويى تمامى تحول خواهى جوانان رپرى كه در زيرزمين ها فريادهايشان در نطفه خفه مى شود، مايك را راضى نكرد. او خود دست به كار شد تا در كنار محبوبيت و شهرت جهانى اش، صداى جديدى را به گوش همگان برساند، صداى اعتراض آرام نسلى كه در برابر تناقض هاى دنياى اطرافش، تلاش مى كند خشم خود را كنترل كند تا بيش از اين خرابى به بار نيايد!
او يك موزيسين واقعى است. ارزان بودن ريتم هاى هيپ - هاپ و آسان شدن تدوين صدا به كمك كامپيوتر او را رپر نكرده است. مايك به مدت ده سال نواختن پيانوى كلاسيك را فراگرفته است. آرام آرام به پيانوى جزء گرايش پيدا كرده و سرانجام به هيپ - هاپ رسيده است. با دوستان مدرسه هنر، در گروه لينكين پارك به اوج رسيده و همواره از ريتم هاى ويژه خود در كارش استفاده كرده است.
اما پروژه اى كه مايك از سال گذشته در حاشيه كار در لينكين پارك آغاز كرده، گويى بيشتر بهانه اى است براى بيرون ريختن دغدغه هاى ذهنى و گره هاى دنياى اطرافش. فورت مينور نام گروه جديدى است كه مايك آن را پايه گذاشته تا همراه با دوستان سابقش در دنياى هيپ - هاپ، همان آثارى را خلق كند كه به گفته خودش مدت ها انتظارشان را كشيده است.
نخستين آلبوم گروه نزديك به يك ماه پيش با نام The Rising Tied منتشر شد و هرچند رسانه هاى جريان اصلى موسيقى ناچار بودند كه ويدئوهاى گروه را به دليل شهرت مايك منتشر كنند، اما همگان خوب مى دانستند كه با ترانه هايى با پيامى متفاوت روبه رو هستند.
در ويدئوهاى فورت مينور از رقص دختران و مدال هاى نقره اى بزرگ بر گردن خواننده هاى رپ خبرى نيست. اعضاى گروه پيراهن تيم هاى بسكتبال و شلوارهاى بگى گشاد نمى پوشند. برخلاف زرق و برق جريان اصلى موسيقى هيپ - هاپ، مايك و اعضاى گروهش درون ويرانه هاى تاريك و نمور مى خوانند. مايك مستقيم به دوربين خيره مى شود و سعى مى كند تا از ذهن پرشورش بگويد، از نگرانى هايش و سرماى هوا كه فرصت انديشيدن را از او و ديگر جوانان آمريكايى گرفته است.
آلبوم The Rising Tied، ۱۵ ترانه دارد. يكى از شاخص ترين آنها ترانه اى غم انگيز به نام «كنجى» است. براى كشف اين ترانه كافى است كه نگاهى به ريشه و تبار مايك بيندازيم.
نام كامل مايك، مايكل كنجى شينودا است. او از پدرى ژاپنى و مادرى روس - بلغار در كاليفرنيا به دنيا آمده است. ترانه «كنجى» با صداى غمزده مردى آغاز مى شود كه مى گويد: «پدرم در سال ۱۹۰۵ از ژاپن آمد. او ۱۵ سال داشت در زمانى كه از ژاپن مهاجرت كرد. او، او... او آن قدر كار كرد تا توانست يك مغازه راه بيندازد...»
مايك داستان تلخى را آغاز مى كند كه گويى جايى در ناخودآگاهش حك شده است. جنگ دوم جهانى آغاز مى شود و كنجى، مردى كه سال ها پيش از ژاپن به آمريكا مهاجرت كرده در وضعيت پرتناقضى گرفتار است. بمباران «پرل هاربر» اتفاق مى افتد و ژاپنى ها بسيارى از سربازان آمريكايى را مى كشند. ايالات متحده نمى تواند از آتش جنگ دور بماند و كشور، يكپارچه پا به جنگى سخت مى گذارد. كنجى - شخصيت داستان اين ترانه - با برخورد خشن كسانى روبه رو است كه تا ديروز همشهرى هايش بودند. از اينجا داستان ناگفته برخورد آمريكايى ها با ژاپنى هاى مهاجر در آن سال ها روايت مى شود. توهين، تحقير و در نهايت تبعيد و طرد از جامعه، به بيان ديگر آمريكايى ها با ژاپنى هاى مهاجر همان رفتارى را دارند كه در آلمان نازى ، فاشيست ها با يهودى ها دارند.
با پايان جنگ، در حالى كه هنوز كمپ هاى ويژه ژاپنى هاى مهاجر بسته نشده اند، خانواده كنجى به خانه خود بازمى گردند. همه چيز ويران شده و بر ديوارهاى خانه و مغازه كنجى نوشته اند: «شيطان ژاپنى! به خانه ات برگرد».
اين ترانه با صداى پيرزنى به پايان مى رسد كه مى گويد: «شوهر من پيش از آنكه كمپ ها بسته شوند از دنيا رفت...»
مايك در برابر گمانه زنى روزنامه نگاران كه اين داستان را، داستان واقعى پدربزرگ وى خوانده اند سكوت كرده است؛ سكوتى كه بيشتر نشانه اى است بر حقيقى بودن اين گمانه زنى.
مايك در اجراى اين ترانه، با ريتم هاى پر ضرب
هيپ - هاپ، داستان دردناكى را چنان روايت مى كند كه شنونده را عميقاً به فكر فرو برد.
«كنجى» تنها ترانه متفاوت او نيست. او در ترانه «سيگارها» ضمن نقل ناكامى هايش در دنياى موسيقى رپ، در مقام منتقد جريان اصلى موسيقى هيپ - هاپ قد علم مى كند. موسيقى رقص آورى كه اين روزها تنها به مضامين ساده عاشقانه و خوشگذرانى هاى بى پايان خلاصه شده و به گفته مايك از ريشه هاى واقعى اش فاصله گرفته است. او در جايى از اين ترانه در وصف جريان روز موسيقى هيپ - هاپ مى گويد: «اين شبيه سيگاركشيدنه، كاريه كه فقط انجام مى دم... بذار يه چيزى كه امشب كشف كردم، بهت بگم، راديوى هيپ - هاپ من مث سيگار ماربوروى لايت مى مونه ؛ هر دوتاشون يه چيزى را به يه شكل مى فروشن. سيگارها مى گن كه خطرى ندارن، رپرها ادعا مى كنن كه خيلى توپن...»
ديگر مدت ها است كه از نقد جدى سياست هاى سلطه طلبانه دولتمردان در موسيقى هيپ - هاپ خبرى نيست. در برابر اين موسيقى، رپ زيرزمينى ايالات متحده نيز مدت ها است كه توسط رسانه هاى مسلط، سانسور شده است. آنها به سادگى با انگ «چپ افراطى» در همان زيرزمين ها مى مانند و كمتر عرصه اى براى انتقال پيام هايشان مى يابند. اما مايك شينودا با گروه فورت مينور همان راهى را كه پنج سال پيش با گروه لينكين پارك آغاز كرده بود با صراحتى كم سابقه ادامه داده تا نقشى را ايفا كند كه سال ها آرزويش را داشته است. اگر در ترانه هاى لينكين پارك، اعتراض و انتقاد جوانان آمريكايى، با ته مايه فلسفى بيشتر آينه تنهايى و خشم يك نسل است، در فورت مينور، براى بيان اعتراض كافى است كه بى واسطه روايت نارضايتى را براى شنونده تصوير كنى.
مايك شينودا براى ساختن اين تصوير موفق بوده است و آنچه در برابر ما است نيازى به مكمل هاى نخ نما شده باب طبع بازار ندارد. تنها كافى است كه چشم هايت را ببندى و خط به خط ترانه هايش را گوش كنى؛ او زواياى پنهان دنياى تلخ ما را با دقت نقاشى مى كند و كنار هم مى چيند.